دو دولت؛ یک منطق

زانیار

blank

جنوب ایران این روزها زیر دو منطق قدرت است که هیچ‌کدام‌شان مبنایش مردم نیست. آمریکا حمله می‌کند به نام امنیت دریانوردی، ایران پاسخ می‌دهد به نام دفاع از حاکمیت. هر دو عبارت، ابزار توجیه یک تصمیم‌اند که در جایی گرفته شده کاملا بیرون از دسترس کسی که در چابهار یا بندرعباس زندگی می‌کند. زیرساخت غیرنظامی، برق، بیمارستان، اسکله صیادی، در این محاسبه فقط هزینه جانبی است، نه هدف و نه اولویت هیچ‌کدام از دو طرف.
نکته اصلی این است: دولت، چه در نقش مهاجم چه در نقش مدافع، منطق واحدی دارد؛ حفظ و بازتولید قدرت خودش. تفاوت آمریکا و ایران در این وضعیت، تفاوت در جایگاه است نه در ماهیت. یکی حمله می‌کند تا موضع منطقه‌ای‌اش را تثبیت کند، دیگری پاسخ می‌دهد تا مشروعیت داخلی‌اش را حفظ کند. مردم بندری و مرزی، در هیچ‌کدام از این دو محاسبه سوژه نیستند؛ فقط زمینه‌اند.

این الگو تازه نیست. سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان، پیش از این جنگ هم در حاشیه توسعه بودند؛ زیرساخت ضعیف، دسترسی محدود به خدمات، اقتصاد وابسته به کار غیررسمی. جنگ لایه تازه‌ای از خشونت را روی نابرابری از پیش‌موجود می‌گذارد. این خودش نشان می‌دهد که خشونت دولتی، چه در شکل نظامی چه در شکل اداری و اقتصادی، همیشه ابتدا سراغ مناطقی می‌رود که از قبل کمترین قدرت چانه‌زنی را دارند.
سنتکام در بیانیه‌اش از کاهش توانایی نظامی حرف می‌زند. سپاه در اطلاعیه‌اش از پاسخ به تجاوز حرف می‌زند. هیچ‌کدام از این دو زبان، واحد تحلیل‌شان مردم نیست؛ واحد تحلیل‌شان دولت است، توان دولت، امنیت دولت، مشروعیت دولت. وقتی واحد تحلیل دولت باشد، جان انسان به شاخص جانبی تبدیل می‌شود، رقمی در گزارش خسارت.

آنچه در این وضعیت واقعا کار می‌کند، نه ارتش است و نه دیپلماسی؛ شبکه‌های محلی‌اند. کسی که برق قطع‌شده را با ژنراتور همسایه جبران می‌کند، کسی که بدون تایید بالادستی مسیر امدادرسانی را باز می‌کند، کسی که اطلاعات واقعی وضعیت منطقه را مستقل از رسانه رسمی پخش می‌کند؛ این‌ها نمونه یک سازمان‌دهی افقی‌اند که خارج از دو دستگاه دولتی عمل می‌کند و اتفاقا دقیق‌تر و سریع‌تر از هر دوی آن‌ها به وضعیت واقعی پاسخ می‌دهد.
نتیجه ساده است: تا وقتی تصمیم جنگ و صلح در دو مرکز قدرت، واشنگتن و تهران، گرفته می‌شود و اجرایش روی جمعیتی می‌افتد که در آن تصمیم‌گیری هیچ نقشی ندارد، این الگو تکرار خواهد شد. راه‌حل این وضعیت، عوض‌شدن یکی از دو طرف جنگ نیست؛ به‌رسمیت‌شناختن این است که ساختار دولت-محور، چه در شکل مهاجم چه در شکل مدافع، از پس تامین امنیت واقعی مردم برنمی‌آید…

زانیار