زنان و جامعه سکسیست شده ایران

blank

سرمایه‌داری جهانی از سالهای پس از جنگ‌جهانی دوم شیوه‌هایی مختلف را در جهت گسترش سلطه خود در سرزمین‌های مختلف پیشه کرد، البته به درازای تاریخ مسائل جنسی و سکس از اهرم‌های کنترل ذهن جمعی و ناخودآگاه جمعی جوامع بوده است برای مثال کارکرد فاحشه‌خانه‌هایی که در معابد ایشتار قریب ۴ هزار سال پیش ایجاد شده بودند و همان ساختار به تمدن‌های طبقاتی کهن دیگر از جمله یونان باستان و مصر باستان و تمدن روم وارد شد. اما جنسی‌سازی زنان به صورت هدفمند و گسترده در راستای کنترل و تاثیرگذاری بر ناخودآگاه کل جامعه اعم از زن و مرد، پیر و جوان و حتی کودکان مسئله‌ای است که پس از نیمه دوم قرن بیستم شروع به جهانی شدن کرد. واضح است که بخشی از این مسئله نفوذ سرمایه‌داری به جریانات فمنیستی بود و تولد پدیده‌ای ضدارزش که در ادبیات چپ آن را فمنیسم بورژوایی خطاب میکنیم. فمنیسم چپ که از بطن سوسیالیسم و آنارشیسم انقلابی ظهور کرد پیشاهنگ مبارزه برای ایجاد جامعه‌ای برابر و آزادی زنان بود پس سرمایه‌داری و مردسالاری زمانی که توان سرکوب مستقیم این جریان را نداشتند سریعا به سراغ نفوذ و ایجاد جریانات انحرافی رفتند تا از این طریق مبارزه برای ارزش را با گسترش ضدارزش پشت نقاب یک فمنیسم ساختگی بورژوایی مهار کنند.
اما روند تنها به همین شیوه خلاصه نشد، با گسترش امکانات و تکنولوژی‌ سکسیسم از طریق مجله‌های مد و مجله‌های پورنوگرافی اولیه شروع به پخش شدن در جهان کرد.
الگوهای زیبایی افراطی، تبلیغات گسترده برای عمل‌های زیبایی، تولیدات انبوه لوازم آرایشی همه اینها زمانی وجود نداشتند اما امروز همه‌جا دیده می‌شوند، عروسک‌های «باربی» برای نفوذ با ناخودآگاه کودکان و مدل‌های شرکت‌هایی چون «ویکتوریا سکرت»،«پلی بوی» و امثالهم برای ادامه این روند تسخیر ناخودآگاه در نوجوانان برپا شدند تا در سطح جهانی سلطه الگوهای خود را بسازند.

اما مسئله در ایران گویا با سرعتی بیشتر پیش می‌رود، تقابل چند دهه‌ای ارتجاع دینی حاکم با جامعه ایرانی ناخودآگاه جمعی آن اکثریت مخالف حکومت آخوندی را به سمتی برده‌ است که هرآنچه از زبان و خواست حاکمیت رنگ و بویی داشته باشد را ضدارزش تلقی میکنند و شاید بزرگترین آسیبی که حکومت آخوندی به جامعه ایران وارد کرده است کشتار کلمه باشد، کلماتی مانند «آزادی»،«استقلال»،«شهید» و غیره از معنا و مفهوم حقیقی خود تهی شدند.
اگر حکومت برای منافع خودش در ظاهر به مسئله فلسطین اهمیت میدهد، بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی ناخودآگاه به سمت حمایت از اسرائیل و نفرت از فلسطین کشیده میشود، به میزانی که حکومت با قوانین ضدانسانی موسوم به حجاب اجباری با زنان جامعه برخورد بکند به همان میزان گرایش زنان جوان به سمت دیگر که برابر است با فرهنگ سکسیستی سرمایه‌داری بیشتر خواهد شد.
مسئله در مبارزه با حکومت آخوندی تنها نباید مبارزه علیه ساختار سیاسی و طبقاتی باشد بلکه اساسا احیای ارزش‌ها، روشنگری و نمایان کردن ضدارزش‌های سرمایه‌داری خود بخشی مهم از یک انقلاب اجتماعی است آنهم در جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از نسل جوانش به سمت فساد و اعتیاد و معضلات دیگر کشیده شده است با تصور دهن‌کجی کردن به قوانین دیکتاتوری مرتجع دینی و فاشیست حاکم.
زمانی بود که فحاشی جنسی در سطح جامعه برابر بود با بی‌ادبی و تابو حالا اما شاهد چه چیز هستیم؟ سکسیسم فحاشی‌های جنسی را برای دختر و پسر به گفتمانی عادی بدل کرده است و از همه غم‌انگیز‌تر زنان جوانی هستند که نمیدانند فحاشی و توهین‌های جنسی که مستقیما زن را هدف میگیرند خود بخشی از عادی سازی سلطه قهرآمیز مردان بر زنان است.
دو شخص با یکدیگر درگیر منازعه میشوند و آنچه از فحاشی انجام میدهند درواقع تهدید به تجاوز جنسی علیه زنان خانواده طرف مقابل است و این خود قربانی‌ کردن زنان را برای گرفتن انتقام از دیگری عادی سازی میکند، اما زنان جوان و نوجوانی را میبینیم که برای خندیدن همین گونه فحاشی‌ها را به راحتی انجام میدهند بدون ذره‌ای فکر کردن به عمق مسئله.
سکسیسم در جامعه ایران در کنار کالایی سازی زنان و پولی‌سازی روابط عاطفی به سرعت گسترش میابد، در کلام، در رفتارهای شخصی و اجتماعی، در تغذیه و فکر و شیوه زیستن، گرچه گسترش ضدارزش‌ها و ضدفرهنگ‌ها تمامیت جامعه را قربانی میسازد اما حقیقت این است که قربانیان اصلی سکسیسم در همه جا زنان هستند، مردان نیز به شیوه‌ای دیگر قربانی خواهند شد اما تفاوت ماهیتی وجود دارد بین شیوه قربانی شدن و آسیب دیدن.
به عنوان مثالی دیگر، تقریبا در رابطه با مشاغل در بیشتر کشورهای تحت سلطه سرمایه‌داری اگر دو زن برای درخواست یک شغل اقدام بکنند روال معمول چنین است بیش از آنکه تخصص و مهارت ملاک انتخاب شدنشان باشد میزان جذابیت جنسی آنهاست که تعیین میکند کدام یک شغل را تصاحب خواهد کرد.

همین مسئله ارجحیت یافتن جذابیت جنسی زنان نسبت به مهارت و تخصص و سواد و شخصیت آنان خود بخش لاینفک گسترش سکسیسم در جوامع است، اما تبعات چنین چیزی چیست؟ آیا همه رفقای ما اعم از زن و مرد اگر خودشان قربانی چنین دیدگاه‌هایی نشده باشند، آیا ندیده‌اند آن زنان و دخترانی را که صرفا بدلیل قبول نکردن الگوهای سکسیستی بارها تجربه نادیده گرفته شدن یا مورد توهین و تمسخر قرار گرفته شدن را داشته‌اند؟! آیا همه ما زنان جوانی را ندیده‌ایم که در محیط کار یا تحصیل بارها مورد سواستفاده قرار گرفته‌اند و به آنها برای کسب امتیازات خاصی پیشنهادات جنسی ارائه شده است؟
طبیعی است که عده‌ای از فضا و همین ضدفرهنگ‌ها به راحتی استفاده میکنند تا به خواسته‌های خود برسند اما قربانیان اصلی ماجرا کسانی هستند که نمی‌خواهند تن به رذالت بدهند همان‌هایی که ناچار هستند از محیط مسموم کار یا تحصیل خودشان خارج بشوند و چه بسیار زنان جوانی را که دیده‌ایم به دلیل همین مسائل از نقطه‌‌ای به بعد خانه‌نشینی را انتخاب کرده‌اند و خود را از بطن جامعه حذف کرده‌اند.
جامعه و رسانه محل جولان و عادی سازی حامیان سکسیسم شده است، از طنز تا فیلم و سریال و موسیقی سکسیسم همه جا را به عرصه خود بدل کرده است، یک نگاه به سینما و فضای موسیقی ایران و جهان کافیست تا عمق فاجعه نمایان بشود، سینما و موسیقی مدرن ایران و آمریکا هر دو بسیار شبیه‌اند، فساد اخلاقی و جنسی و اعتیاد در بین هنرمندان هر دو کشور بسیار عادی و همه‌گیر گشته، و مخصوصا در سینمای به اصطلاح طنز ایرانی آنچه به عنوان طنز ارائه میشود عمدتا عادی‌سازی سکسیسم و اعتیاد است.
در عرصه موسیقی نیز رپ و سبک‌های مختلف نوظهور آن در سطح جهانی و ایران آنچه که به عنوان محتوا ارائه میدهد عادی‌سازی فحاشی و سکسیسم و اعتیاد و حتی تبهکاری و لمپنیسم است و البته که قابل انکار نیست این سبک موسیقی به شدت بر روی نوجوانان و جوانان تاثیرگذاری دارد، بخش مهمی از دلایل رشد شدید اعتیاد در میان افراد بین ۱۳ سال الی ۲۵ سال جامعه ایرانی همین سبک موسیقی ضدارزش و ضداخلاق بوده است.
تصویری که از زن در این سبک موسیقی ارائه میشود چیزی نیست جز یک موجود خالی از اراده که از نظر ماهیتی تبدیل به اسباب‌بازی جنسی مرد سلطه‌گر شده و تمام ارزشش در جذابیت سکسیستی خلاصه میشود، و تصویرِ مرد نیز چیزی نیست جز نرینه‌ای لمپن و فحاش که تمام ارزشش در ماشین‌های لوکس و موادمخدر و الکل و پول و زرق و برق‌های مورد پسند سرمایه‌داری خلاصه شده است.
سرمایه‌داری از طریق سکسیسم سعی دارد انسان را به پست‌ترین درجات بکشاند، جامعه‌ای که این ضدارزش‌ها برایش رفته رفته عادی‌سازی و همه‌گیر بشود توانایی رسیدن به آزادی و انقلاب را نیز رفته رفته از دست خواهد داد، حیاتِ انسانِ غرق شده در ضدارزش‌های سرمایه‌داری خالی از معنا میشود و انسانی که حیاتش خالی از معنا باشد حتی توانایی تغییر در زیستن شخصی خود را نیز از دست خواهد داد چه برسد به مشارکت در تغییرات اجتماعی و جهانی، چنین انسانی چیزی نیست جز وسیله‌ای در خدمت سرمایه.

همچنین در رابطه با سلامت و بهداشت جامعه کافی است نگاهی به مطالعات و آمارهای تحقیقاتی مرتبط با رشد شیوع بیماری‌های مقاربتی مخصوصا HPV و HIV در سنین ۱۵ الی ۳۰ سال در جامعه جوان ایران بیندازیم و چند عدد و رقم مرتبط را ببینیم تا متوجه بشویم گسترش سکسیسم به چه معناست و تا چه اندازه بر شیوه زیستن و روابط افراد و مخصوصا زنان تأثیرگذاری داشته است.
در مسئله بهداشت روانی جامعه نیز شاهد رشد هولناک افسردگی و اضطراب و خودکشی در سالهای اخیر هستیم و همین مورد نیز در میان زنان بیش از مردان رشد یافته است.زنان جوانی که ناخودآگاهشان همواره زیر بار الگوهای سرمایه‌داری زیبایی قرار دارد و می‌خواهند جایگاهی مطابق ارزش‌های سکسیستی بدست بیاورند که از قافله رقابت‌ها عقب نمانند حتی در مسئله سلامت روان نیز قربانیان اصلی هستند.

انقلاب در سطح سیاسی و نظامی بسیار ساده‌تر است تا در سطح فرهنگی و اجتماعی و اگر انقلابی به مرحله اجتماعی و فرهنگی نرسد قطعا به سرعت مسیر انحراف را طی خواهد کرد برای نمونه انقلاب ۱۹۱۷ روسیه. رفقای انقلابی مخصوصا رفقای زن بهتر است در مسیر انقلاب اجتماعی همواره بدون تعارف در حال نقد و روشنگری باشند که مسیر سخت است و طولانی اما امیدوار کننده.

سرنگون باد ارتجاع و سرمایه‌داری
سرنگون باد دین و دولت و مردسالاری
زنده باد آزادی و برابری و سوسیالیسم