گزارش تحلیلی از پنجمین روز اعتراضات سراسری در ایران پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴

blank

خیابان‌ها امروز از یک انرژی قوی و گسترده پر بودند، انرژی‌ای که از روزهای قبل انباشته شده و حالا به اوج رسیده. آنچه از اعتصاب کسبه در بازارها شروع شد، حالا به یک حرکت سراسری تبدیل شده که شهرهای بزرگ و کوچک را در بر گرفته. مردم از لایه‌های مختلف جامعه (کارگران، دانشجویان، کسبه، زنان و مردان عادی) به خیابان آمده‌اند، نه فقط برای اعتراض به سقوط ارزش پول یا تورم فزاینده، بلکه برای رد یک سیستم کامل که زندگی را زیر فشار کنترل اقتصادی و پلیسی له کرده. این حرکت بدون هیچ ساختار عمودی پیش می‌رود؛ گروه‌های کوچک در محله‌ها تصمیم می‌گیرند، همبستگی مستقیم شکل می‌گیرد و هرچند برخی چهره‌ها و گروه‌ها صاحب تریبون و سرمایه سعی دارند کنش‌ها را جهت‌دهی و مصادره کنند. در تهران، بازار بزرگ نیمه‌تعطیل ماند و اطراف آن پر از جمعیت شد که زنجیره انسانی می‌ساختند و در برابر گاز اشک‌آور ایستادگی می‌کردند. در قم، که همیشه مرکز ایدئولوژیک بوده، مردم مستقیما به نیروهای امنیتی حمله کردند، سنگ پرتاب کردند و حتی گزارش‌هایی از خلع سلاح برخی نیروها وجود دارد، این نشان می‌دهد چقدر خشم عمیق است و مرزهای سنتی را شکسته.

در شهرهایی مثل کوهدشت، لردگان و ازنا در لرستان، درگیری‌ها شدیدتر بود. مردم با پرتاب اشیا‌ و تشکیل موانع، نیروهای سرکوب را عقب راندند. صدای تیراندازی مستقیم شنیده می‌شد، اما به جای پراکنده شدن، جمعیت دوباره جمع می‌شد و مقاومت می‌کرد. در ازنا، کلانتری اصلی شهر به آتش کشیده شد، ماشین‌های سرکوبگران سوخت و ساختمان تسخیر شد؛ لحظه‌ای که نشان‌دهنده گذر از اعتراض ساده به کنترل مستقیم فضا توسط مردم است. در لردگان، تیراندازی مستقیم منجر به کشته شدن جوانان شد، اما این خشونت فقط آتش مقاومت را شعله‌ورتر کرد. مردم زخمی‌ها را حمل می‌کنند، یکدیگر را پوشش می‌دهند و فضا را پس می‌گیرند. این پویایی نشان‌دهنده ضعف ماشین سرکوب است؛ وقتی اراده از پایین می‌آید و ریشه در نیازهای واقعی دارد، ابزارهای مدرن هم نمی‌توانند آن را کاملا خاموش کنند. در واقع، هر حمله، شکاف‌های سیستم را بیشتر عریان می‌کند و مردم را به فکر سازماندهی جایگزین می‌اندازد. در مرودشت و کوار در استان فارس، حضور خیابانی گسترده بود. جمعیت سیل‌آسا نیروهای ضدشورش را وادار به فرار کرد، خیابان‌ها را نگه داشتند و درگیری‌ها تا شب ادامه داشت. این صحنه‌ها نشان می‌دهد که وقتی حرکت افقی گسترش می‌یابد، حتی نیروهای مجهز نمی‌توانند کنترل را حفظ کنند. در شاه‌آباد (اسلام‌آباد غرب) در کرمانشاه، تجمعات به درگیری مستقیم تبدیل شد؛ مردم با همبستگی محلی، فضا را اداره کردند و سرکوب را عقب راندند. در ایلام، جوانان بنرهای ایدئولوژیک را پاره کردند، که نمادی از رد مستقیم کنترل فرهنگی است، اقدامی که ریشه در خشم انباشته از سال‌ها فشار دارد. دانشجویان هم نقش کلیدی داشتند؛ تجمعات خوابگاهی در اعتراض به بازداشت و احضار دانشجویان به وقوع پیوست و جوانان با اقدامات ساده اما مستقیم، به حرکت پیوستند، رژیم به چند خوابگاه در تهران حمله کرده و تعدادی از دانشجويان معترض را دستگیر کردند. در رشت، اعتراضات از میدان معلم شروع شد و به سرعت گسترش یافت، این جزئیات نشان می‌دهد که حرکت نه تنها اقتصادی است، بلکه ریشه در تناقض‌های عمیق‌تری دارد: سیستمی که منابع را در دست تعدادکمی نگه می‌دارد، طبیعت را نابود می‌کند برای سود، و آزادی را با قوانین ایدئولوژیک و پلیسی محدود کرده. مردم حالا مستقیما این ساختارها را هدف گرفته‌اند، بدون اینکه به وعده‌های اصلاح از بالا دل ببندند.

سرکوب سیستماتیک و گسترده بود: گاز اشک‌آور آسمان را پوشاند، تیراندازی مستقیم جان‌ها را گرفت، و موتورهای ضدشورش به میان جمعیت هجوم بردند. گزارش‌ها از کشته شدن چندین نفر ( هم معترضان و هم نیروهای امنیتی) حکایت دارد، اما این خشونت فقط مقاومت را بیشتر کرده. در لرستان، مردم حتی با تراکتور سنگ آوردند تا دفاع کنند، که نشان‌دهنده خلاقیت در سازماندهی از پایین است. این لحظه فرصتی عمیق برای بازسازی جامعه از پایه است. بحران اقتصادی با تورم بالای چهل و چند درصد، بیکاری گسترده و غارت منابع، فقط جرقه بود؛ آتش اصلی از یک سیستم ترکیبی می‌آید که سرمایه‌داری را با کنترل ایدئولوژیک ترکیب کرده و انسان را به ابزار تبدیل کرده. مردم حالا می‌بینند که هیچ اصلاح یا رهبری جدیدی نمی‌تواند این تناقض‌ها را حل کند. در عوض، حرکت افقی می‌تواند پایه‌ای برای جامعه‌ای متفاوت باشد: شوراهای محلی که تصمیم‌گیری مستقیم در آن‌ها جریان دارد، تولید و توزیع بر اساس نیاز جمعی نه سود، و همبستگی بدون مرزهای قومی یا جنسیتی. مثلا در محله‌ها، مردم شروع به تقسیم منابع کرده‌اند یا شبکه‌های حمایتی ساخته‌اند، که این‌ها نمونه‌های کوچکی از امکان یک زندگی بدون سلطه هستند.

اما این فرآیند نیاز به عمق بیشتری دارد: اتصال کارخانه‌ها به اعتصاب‌ها، گسترش شبکه‌های زیرزمینی برای دور زدن کنترل، و تمرکز روی آموزش متقابل برای تصمیم‌گیری جمعی.
چالش‌ها البته واقعی‌اند. سیستم تمام ابزارهایش را به کار می‌گیرد: وعده‌های گفت‌وگو برای آرام کردن، استفاده از گروه های نیابتی در سرکوب، ایجاد شکاف با برجسته کردن تفاوت‌های قومی یا مذهبی، یا حتی دخالت خارجی برای منحرف کردن حرکت. همچنین، خطر مصادره توسط گروه‌های قدیمی یا رهبری‌های جدید وجود دارد که بخواهند قدرت را دوباره متمرکز کنند. برای عبور از این‌ها، باید ساختار افقی را تعمیق کرد: ایجاد ارتباط مستقیم بین شهرها، تمرکز روی نیازهای محلی مثل غذا و امنیت، و رد قاطع هر شکلی از سلسله‌مراتب. اگر این انرژی را حفظ کنیم و به جزئیات عملی بپردازیم (مثل سازماندهی اعتصاب‌های چرخشی یا شبکه‌های اطلاع‌رسانی امن) می‌توانیم از یک اعتراض گذرا به یک تغییر پایدار برسیم. این خیزش نه فقط یک واکنش، بلکه نشانه‌ای از امکان یک جهان بدون سلطه است.
خیابان‌ها امروز نشان دادند که وقتی مردم خودشان دست به کار شوند، هیچ سیستمی نمی‌تواند برای همیشه دوام بیاورد. ادامه این مسیر نیاز به صبر و عمق دارد، اما پتانسیل آن واقعی و نزدیک است.

تاکنون چند نفر کشته گزارش شده‌اند (بیشتر با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی).
اسامی پخش‌شده و تاییدشده:
داریوش انصاری بختیاروند (فولادشهر اصفهان، ۱۰ دی).
امیرحسام خدایاری‌فرد (کوهدشت لرستان، ۱۰ دی؛ ابتدا نیروی بسیج معرفی شد، اما تحقیقات نشان می‌دهد معترض بوده).
خداداد شیروانی (اهل مرودشت،۱۱ دی)
احمد جلیل (لردگان چهارمحال و بختیاری، ۱۱ دی).
سجاد والامنش یا زیلایی (لردگان، ۱۱ دی، گزارش‌هایی از اعترافات اجباری خانواده).

گزارش‌هایی از کشته شدن وهاب قاعدی (ازنا لرستان) و ابوذر (شایان) اسداللهی (ازنا) نیز وجود دارد، اما تایید کامل نشده است.

بازداشت‌ها پراکنده و ده‌ها نفر گزارش شده،
اما لیست کامل منتشر نشده.
برخی اسامی پخش‌شده:
راضیه خواجه (یاسوج، ۱۰ دی، با ضرب و شتم).
علی نجفی (کرمانشاه).
شش زن در تهران: هلنا رستمی، فاطمه هاشم‌پور، الناز کاری، آیدا (نام خانوادگی نامشخص)، معصومه نوری، نگار قنبری.
حداقل ۲۷ نفر در کوهدشت و کرمانشاه
گزارش‌هایی از بازداشت دانشجویان و معلمان بازنشسته (حداقل ۳ معلم).