شش روز از آغاز این موج اعتراضی گذشته و امروز ۱۲ دی ۱۴۰۴، شدت و گستره درگیریها در شهرهای متعدد نشان داد که رژیم با همه ابزارهای سرکوب، تیراندازی مستقیم از پشتبامها و کوچهها، گاز اشکآور گسترده، موتورهای یگان ویژه، پینتبل به صورت و اندامهای حیاتی، محاصره مناطق و قطع اینترنت، نتوانسته خیابانها را خالی کند. تجمعات در تهران، کرج، شیراز، مشهد، تبریز، قم، همدان، کرمانشاه، ایلام، شهرکرد، یزد، قزوین، اراک، بوشهر، بابل، انزلی، خرمآباد، الیگودرز، رامهرمز و دهها شهر کوچکتر ادامه یافت. معترضان سنگر بستند، موتورهای نیروهای امنیتی را تصرف کردند، بنرهای تبلیغاتی رژیم را آتش زدند، به کلانتریها و پایگاهها هجوم بردند و در نقاطی مانند تهرانپارس، تبریز، اصفهان و قم نیروهای سرکوب را به عقب راندند یا مجبور به فرار کردند. جمعیت در بسیاری از محلهها لحظهبهلحظه افزایش یافت، رانندگان با بوق مداوم حمایت کردند و حتی در کرمان، همزمان با سالگرد سلیمانی، هر بنر نصبشده بلافاصله آتش گرفت.
در تهران، نقاط اصلی نازیآباد، هفتحوض، تهرانپارس (فلکه سوم و میدان رهبر)، خاک سفید، نارمک، ستارخان، صادقیه، آریاشهر، شهر قدس، پرند و اسلامشهر بودند؛ سنگربندی، درگیری کوچهبهکوچه، کنترل موقت خیابانها و موارد ربایش زنان توسط لباسشخصیها گزارش شد. کرج (گوهر دشت و بلوار رستاخیز) شاهد افزایش پیوسته جمعیت و مسدود کردن خیابانها بود. شیراز و مرودشت زیر آتش سنگین قرار گرفتند: تیر مستقیم از پشتبام کلانتری ۱۱ و بانک سپه، کشته شدن دستکم سه نفر (وحید مختاری، شیروانی و عرفان بزرگی) و هجوم به کلانتری معالیآباد. مشهد (راهنمایی و اطراف زینالدین) و تبریز (شهناز) عقبنشینی نیروها را دیدند؛ قم با تیراندازی کوچهبهکوچه، کشته شدن دستکم یک نفر و آتش زدن خودروهای امنیتی همراه بود. همدان، کرمانشاه و ایلام شبهای پرتنش داشتند با تیراندازی مستقیم و گزارشهایی از درگیریهای شدیدتر، از جمله مسلح شدن برخی معترضان در ایلام. چهارمحال و بختیاری (شهرکرد، فارسان، هفشجان، لردگان، سورشجان) یکی از کانونهای فعال بود: خیابانها پر شد، مخابرات فارسان تخریب شد و درگیری نزدیک رخ داد. شهرهای حاشیهای دیگر مانند بهمئی، آبدانان، ازنا و برازجان هم تجمعات گسترده، راهبندان و شعارهای ضدحکومتی داشتند. استعفای جمعی وکلای فارس و بستن زودتر پایانههای حملونقل عمومی در تهران نشانههای تلاش رژیم برای مهار وضعیت بود و همچنان در زاهدان مردم معترض ماشین مزدوران سپاهی را به آتش کشیدند و نیز در جریانات اعتراضات مردمی در قم؛ جوانی توسط پرتابهای که از سوی ماموران سرکوبگر رژیم بود کشته شد و رژیم در پی تحریف این خبر میباشد.
این موج اعتراضی چند ویژگی کلیدی دارد که موقعیت رژیم را به شدت شکننده کرده است. نخست، کاملا غیرمتمرکز بودن آن: هیچ رهبری مشخص یا ساختار سازمانی وجود ندارد؛ فراخوانها از شبکههای غیررسمی و دهانبهدهان میآید، تصمیمگیری در کف خیابان انجام میشود و این پراکندگی باعث شده رژیم نتواند با دستگیری هدفمند یا قطع یک کانال ارتباطی، حرکت را فلج کند. حتی قطع گسترده اینترنت شکست خورده؛ مردم راههای جایگزین پیدا کردهاند و تجمعات بدون هماهنگی مرکزی گسترش یافتهاند.
دوم، گسترش جغرافیایی بیسابقه به شهرهای کوچک و حاشیهای (از سورشجان و لردگان تا بهمئی و آبدانان) نشاندهنده نفوذ عمیق نارضایتی به لایههای پایینتر جامعه است. این پراکندگی منابع سرکوب رژیم را تقسیم کرده و توانایی پاسخ همزمان به همه نقاط را از آن گرفته؛ رژیم مجبور شده نیروها را بین مراکز بزرگ و شهرهای دورافتاده پخش کند، که منجر به ضعف در هر جبهه شده است.
سوم، تغییر در تاکتیکهای میدانی: اقدامات دیگر صرفا دفاعی نیستند؛ تصرف موتورهای یگان ویژه در رامهرمز، هجوم مستقیم به کلانتریها در شیراز و قم، آتش زدن پایگاه بسیج در مشهد، تخریب مخابرات در فارسان و سنگربندی در تهرانپارس همه تهاجمی هستند و در چندین نقطه به عقبنشینی واقعی نیروها منجر شدهاند. این تاکتیکها همراه با نمادهایی مانند آتش زدن بنرهای سلیمانی در کرمان یا چرخاندن عمامه آخوند در قم، نه تنها خشم انباشته را نشان میدهند، بلکه مشروعیت رژیم را مستقیما هدف گرفتهاند.
رژیم به خشونت حداکثری روی آورده ( تیر مستقیم به صورت و اندامهای حیاتی، کشته و زخمی متعدد) اما این استراتژی نتیجه معکوس داده: هر کشته (مانند موارد گزارششده در قم، شیراز و مرودشت) خشم را چند برابر کرده و جمعیت را به خیابان کشانده، به جای اینکه ترس ایجاد کند. نشانههای ریزش داخلی هم ظاهر شده: استعفای جمعی وکلای فارس، بستن زودهنگام پایانهها و گزارشهایی از عدم همکاری برخی بخشها.
از منظر ساختاری، رژیم در بدترین موقعیت چند سال اخیر قرار دارد. اقتصاد کاملا فروپاشیده ( تورم افسارگسیخته، بیکاری گسترده و سقوط ارزش پول) نارضایتی را به سطح انفجاری رسانده. همزمان، درگیر تعهدات منطقهای سنگین (غزه، لبنان، یمن) است و نمیتواند همه نیروهایش را داخل کشور متمرکز کند. فشارهای خارجی، از جمله تهدیدهای جدید دولت آمریکا، منابع مالی و لجستیکی را محدودتر کرده. این ترکیب باعث شده شش روز اعتراض بدون عقبنشینی عمده ادامه یابد و نشانههای واقعی فروپاشی (فرار نیروها، ناتوانی در حفظ مراکز کلیدی سرکوب، پیوستن مداوم شهرهای جدید و افزایش شدت درگیریها) آشکار شود.
اعتراضات هیچ نشانهای از کاهش شدت نشان نمیدهند؛ برعکس، هر اقدام سرکوبگرانه به گسترش بیشتر دامن زده و ابتکار عمل را از رژیم گرفته. خیابانها همچنان میدان اصلی هستند و وضعیت نشان میدهد که رژیم در حال از دست دادن کنترل تدریجی است.
اتفاقات لحظه به لحظه در حال تغییر و پیش روی است.
از ساعت ۱۹ تا اکنون تجمعات و اعتراضات مردمی در خیابان های ایران جریان داشته است.
