در دل تهران، جایی که سایههای سنگین حجاب اجباری و قوانین مردسالارانه بر زنان سنگینی میکند، مستند زنانه مهناز افضلی مانند یک بمب ساعتی منفجر میشود. این فیلم، فیلمبرداری شده در دستشویی عمومی پارک لاله، پناهگاهی مخفی برای زنان حاشیهنشین (روسپیها، معتادان، فراریها) است که در آن، روسریها کنار میروند، سیگارها دود میشوند و کلمات ممنوعه مانند سکس، خشونت خانگی، اعتیاد، مذهب و خودزنی آزادانه فریاد میزنند. افضلی با دوربین بیرحم خود، کلیشههای غربی را درهم میشکند و نشان میدهد چگونه این زنان در فضایی که مردان جرات ورود ندارند جامعهای زیرزمینی میسازند، جایی که گریهها به خنده تبدیل میشود.
درد به قدرت و سرکوب به شورش.
این مستند نه تنها یک سند، بلکه یک مانیفست رادیکال است که فریاد میزند: زنان ایران نه قربانیان منفعل بلکه مبارزان پنهاناند که آمادهاند نظام را از ریشه برکنند.
اینجا در عمق این پناهگاه (به اصطلاح)کثیف اما مقدس، صداهای سرکوبشدهای برمیخیزند که خیابانهای تهران هرگز نشنیدهاند، گفتگوهایی صریح درباره روابط جنسی، سواستفاده خانوادگی و مبارزه با مذهبی که زنجیرشان زده. افضلی با عقبنشینی هوشمندانه اجازه میدهد این زنان دومطبقه که جامعهشان را به حاشیهرانده، خود را بازسازی کنند
رادیکال، شورشی، مترقی و آماده برای انقلاب.
اما این فقط آغاز است؛ پارک لاله این فضای وسیع بدون سقف چند شب مرا و صدها بیپناه مانند من را در خود جای داد با مهمانیهایی از هر نوع و هر جنس جایی که شبها به پناهگاهی برای شورشیان تبدیل میشود.
جایی که بیخانمانها، فراریها و مبارزان زیر ستارهها گرد میآیند تا علیه ستم فریاد بزنند. این پارک نه فقط زمینی سبز بلکه نمادی از مقاومت است.
جایی که مستند زنانه ریشه دوانده و الهامبخش شورشهای آینده میشود تا روزی که زنان از دستشوییهای پنهان به خیابانها بریزند و جهان را تکان دهند.
یادداشت:
مستند زنانه ساخته مهناز افضلی دقیقاً سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۳) ساخته شده، یعنی بیش از بیست و دو سال پیش. آن زمان دوربینهای دیجیتال تازه وارد ایران شده بودند و افضلی توانست با یک دوربین کوچک وارد دستشویی زنان پارک لاله شود و بدون مجوز رسمی فیلم بگیرد، کاری که امروز تقریباً غیرممکن است.
از آن دوران تا کنون، خیلی چیزها تغییر کرده ولی آن حس شورشی بودن و نترس ماندن بیشتر و بیشتر شده.
زانیار
