ظلم سیستماتیک؛ اخراج اجباری و سوءاستفاده کردن از درماندگی مهاجرین افغانستانی

زانیار

blank

در قلب خاورمیانه جایی که مرزهای جغرافیایی و سیاسی به ابزار سرکوب و جداسازی انسان‌ها تبدیل شده‌اند مهاجرین افغانستانی در ایران زیر فشار سیستمی ظالمانه و غیرانسانی در حال له شدن هستند حکومتی که با شعارهای عدالت و برابری بر سر کار آمد اکنون با سیاست‌های اخراج اجباری مالیات‌های سنگین مرزی و تحقیر مهاجرین چهره واقعی خود را نشان داده است. مهاجرین افغانستانی که سال‌ها با رنج و زحمت در این سرزمین کار کرده‌اند امروز در معرض اخراج، تحقیر و استثمار قرار دارند اما در این میان روح مقاومت و همبستگی انسانی همچنان زنده است.
دهه‌هاست که مهاجرین افغانستانی به ایران پناه آورده‌اند‌، نه از سر انتخاب بلکه از سر اجبار، جنگ‌های بی‌پایان، ناامنی و فقر در افغانستان آن‌ها را به سوی کشوری سوق داده که قرار بود سرپناهی موقت باشد. اما این سرپناه به زندانی تبدیل شده که دیوارهایش از قوانین تبعیض‌آمیز، اردوگاه‌های شلوغ و برخوردهای غیرانسانی ساخته شده است.

دولت ایران با سیاست‌های جدید خود که از سال ۱۴۰۳ شدت گرفته، برنامه‌ای گسترده برای اخراج حدود دو میلیون مهاجر غیرمجاز را کلید زده است‌. بر اساس گزارش‌ها تا آبان ۱۴۰۳ بیش از ۸۵۰ هزار نفر از این مهاجرین اخراج شده‌اند (نظر به آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت) این روند همچنان با شتاب ادامه دارد این اخراج‌ها نه تنها به کسانی که فاقد مدارک قانونی هستند محدود نمی‌شود، حتی دارندگان پاسپورت و کارت‌آمایش نیز از این سرکوب در امان نیستند این سیاست‌ها نه تنها نقض اصول انسانی و کنوانسیون‌های بین‌المللی پناهندگان است بلکه نمایانگر چهره‌ای از سرمایه‌داری دولتی است که از رنج مهاجرین سود می‌جوید.
اردوگاه‌های مهاجرین که اکنون به گفته شاهدان عینی: جایی برای سوزن انداختن ندارند؛ به نمادی از این ظلم سیستماتیک تبدیل شده‌اند. در مکان‌هایی مانند گردنه تنباکو، هزاران زن، کودک و مرد در انتظار اتوبوس‌هایی هستند که قرار است آن‌ها را به سوی مرزی نامعلوم ببرد آنهم فقط ۶۰ اتوبوس برای هزاران مهاجر که در یک روز نوبت خروج دارند (از تهران)!، اتوبوس‌ها که به دلیل خرابی و کثیفی به سختی حرکت می‌کنند مهاجرین را در گرمای سوزان تابستان چنان فشرده می‌کنند که حتی نفس کشیدن برایشان دشوار است کودکان که آسیب‌پذیرترین گروه در این میان هستند در معرض گرما گرسنگی و نبود امکانات بهداشتی قرار دارند. به نقل از مهاجرینی که در اردوگاه‌ها‌ (گردنه تنباکو) شاهد عینی بودند؛ حاکی از آن است که در این اردوگاه‌ نه آب کافی وجود دارد نه نان و نه حتی دستشویی یا لوازم بهداشتی. یک بطری آب در این اردوگاه‌ (و دیگر اردوگاه‌ها) گاهی به قیمت گزاف ۱۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود و این در حالی است که ماموران با بدرفتاری و تحقیر، خشم مهاجرین را شعله‌ورتر می‌کنند. این شرایط که به گفته برخی شاهدان؛ شبیه وضعیت غزه است! نه تنها نقض کرامت انسانی بلکه مصداقی آشکار از خشونت ساختاری است که بر مهاجرین افغانستانی تحمیل می‌شود!

دولت ایران برای اخراج مهاجرین، سیستمی از استثمار مالی طراحی کرده است؛ هر مهاجر برای دریافت برگه خروج باید مبالغی حدود دو میلیون تومان یا بیشتر پرداخت کند و در مرز نیز مالیات‌ها و عوارض دیگری به مبلغ مشابه از آن‌ها اخذ می‌شود. این مالیات‌های مرزی که به بهانه‌های مختلف مانند هزینه شهرداری دریافت می‌شوند، چیزی جز راهزنی قانونی نیست. مهاجرین که بسیاری از آن‌ها سال‌ها در ایران کار کرده‌اند و با زحمت پس‌اندازهای ناچیزی جمع‌آوری کرده‌اند اکنون مجبورند این مبالغ را بپردازند یا دارایی‌هایشان را رها کنند!. صاحب‌خانه‌ها نیز از این فرصت سواستفاده کرده و از بازگرداندن پول پیش اجاره‌ها خود داری می‌کنند (به بهانه‌ی تمام نشدن زمان قرارداد این کار خودش را قانونی فرض می‌کند در صورتیکه مهاجرین بعد از گرفتن برگه خروج، تنها یک ماه فرصت دارند تا خارج بشوند)‌، پولی که برای بسیاری از مهاجرین نتیجه سال‌ها کار طاقت‌فرسا بوده است!؛ این استثمار که ریشه در منطق سرمایه‌داری و قدرت دولتی دارد مهاجرین را به حاشیه‌ای بی‌رحمانه پرتاب می‌کند.‌ اما ظلم تنها به مسائل مالی و اخراج محدود نمی‌شود مهاجرین افغانستانی در ایران با تبعیض و نژادپرستی روزمره مواجه‌اند، گزارش‌هایی از حملات خشونت‌آمیز به محلات مهاجرین مانند تخریب خانه‌ها در میبد(شهر یزد) و اقبالیه(شهر قزوین) نشان‌دهنده موج گسترده‌ی مهاجرستیزی است که از شبکه‌های اجتماعی تا خیابان‌ها گسترش یافته است.

این حملات که گاهی با حمایت ضمنی مقامات محلی انجام می‌شود، مهاجرین را به حاشیه‌نشینانی بی‌دفاع تبدیل کرده است، حتی در عید و مناسبت‌های شاد مهاجرین از تحقیر، کتک و توهین در امان نبوده‌اند؛ این عقده‌های انباشته اکنون به دردی عمیق در قلب جامعه مهاجر تبدیل شده است، دردی که هیچ نهاد رسمی، نه پلیس مهاجرت، نه وزارت مهاجرین و نه سفارت افغانستان، پاسخگوی آن نیست و همه بدون شک در این ظلم و ستم بر مهاجرین و پناهجویان شریک هستند!
داستان زنی که در دفتر کفالت، التماس می‌کرد تا او و فرزندان خردسالش را اخراج نکنند؛ تنها یک نمونه از هزاران تراژدی انسانی است که در این سیستم رخ می‌دهد: اتفاقی که امروز من خود شاهد آن بودم؛ این زن که از ترس طالبان و تهدید به خشونت جنسی به ایران فرار کرده بود اکنون با خطر بازگشت به همان جهنم روبروست و برای اینکه او را اخراج نکنند، پیش کارمندان دفتر کفالت گریه والتماس می‌کند و دردآورترش این بود که هیچ نوع توجهی به او نمی‌کردند و با لحنی تمسخر آمیز و کنایه با او برخورد می‌کردند؛ چنین داستان‌هایی نشان می‌دهد که سیاست‌های اخراج ایران نه تنها غیرانسانی بلکه در تضاد با تعهدات بین‌المللی این کشور یعنی به اصل عدم بازگرداندن است.(مادۀ 33، تبصرۀ1، كنوانسيون‌ مربوط‌ به‌ وضع‌ پناهندگان، مصوب‌ 1951 ژنو)

با این حال دولت ایران این تعهدات را نادیده می‌گیرد و حتی مهاجرینی را که از طالبان گریخته‌اند به سوی خطر بازمی‌گرداند. در این میان شایعاتی در مورد گروه فاطمیون وجود دارد که لایه‌ای دیگر از پیچیدگی و ظلم را به این وضعیت اضافه می‌کند. گفته می‌شود دولت ایران به اعضای این گروه که از مهاجرین افغانستانی تشکیل شده و در جنگ سوریه مشارکت داشته‌اند، اقامت دو تا سه ساله اعطا می‌کند!، این شایعه که در میان مهاجرین رواج یافته نه تنها به سوءاستفاده از ناامیدی مهاجرین دامن می‌زند بلکه آن‌ها را به سوی انتخاب‌های خطرناک و غیرانسانی سوق می‌دهد این سیاست اگر صحت داشته باشد، نمونه‌ای آشکار از استفاده ابزاری دولت‌ها از انسان‌های شوربخت و درمانده، برای پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی است. چیزی که به شدت با آن مخالفیم و هيچگونه سیاستی را در قبال مهاجرین و پناهجویان افغانستانی نمی‌پذیریم.
این وضعیت نتیجه مستقیم وجود دولت‌ها و مرزهای مصنوعی است که انسان‌ها را به قانونی و غیرقانونی تقسیم می‌کند!، مهاجرین افغانستانی نه تنها قربانی جنگ و ناامنی در کشور خودشان هستند بلکه قربانی سیستمی جهانی‌اند که در آن دولت‌ها‌، سرمایه‌داری و نظامی‌گری با همدستی یکدیگر انسان‌ها را به ابزارهایی برای سود و قدرت تبدیل می‌کنند. اما در این تاریکی نور مقاومت نیز دیده می‌شود مهاجرین با وجود همه فشارها، سال‌ها در سکوت و با تحمل سختی‌ها در ایران کار کرده‌اند؛ فرزندانشان را به مدرسه فرستاده‌اند و کسب‌وکارهایی کوچک راه‌اندازی کرده‌اند این مقاومت روزمره که در برابر تحقیر و سرکوب شکل گرفته نشان‌دهنده قدرتی است که در همبستگی انسانی نهفته است!

باید صدای این ستمدیدگان را بلند کنیم، در برابر این سیستم ظالمانه ایستادگی کنیم سیستمی که مهاجرین را استثمار می‌کند آن‌ها را تحقیر می‌کند و سپس به سوی خطر، اخراجشان می‌کند.
همبستگی ما با مهاجرین افغانستانی نه از سر ترحم بلکه از باور به برابری و آزادی همه انسان‌ها بدون توجه به مرزها و ملیت‌ها سرچشمه می‌گیرد.
باید اردوگاه‌های غیرانسانی را تعطیل کنیم، مالیات‌های ظالمانه مرزی را محکوم کنیم و جهانی بسازیم که در آن هیچ‌کس به خاطر فرار از جنگ و ستم مجازات نشود.

صدای مهاجرین صدای ماست
و مبارزه آن‌ها مبارزه ما
برای جهانی بدون سلسله‌ مراتب و مرز و ستم

زانیار