⭕️ مسئله و پرسش اصلی خیل عظیم توده های ایران پس از اعتراضات ۱۴۰۱ تبدیل شده است به این سوال که ” چه خواهد شد؟ ” اما چگونه باید به این مسئله پاسخ داد ؟
ایران را نه فقط از نظر موقعیت جغرافیایی-سیاسی بلکه باید از نظر موقعیت های طبقاتی ، ملی ، دینی ، تاریخی و سیاسی تحليل کرد تا بشود یک پیشبینی منطقی و نزدیک به حقیقت را درباره آینده اش انجام داد.
ایران از نظر تنوعات ملی از ملت های فارس ، کورد ، تورک ، لر ، عرب ، ترکمن ، بلوچ ، گیلک ، تالش و طبری ( مازندرانی) تشکیل شده است ، از نظر دینی مسلمان ها و فرقه های مختلفشان با اکثریت شیعه دوازده امامی، بهایی ها ، زرتشتی ها ، مسیحیان ارمنی و آشوری ، آتئیست ها ، یهودی ها و اقلیت های مذهبی کوچک دیگری تشکیل شده است ، از نظر سیاسی به جریانات چپ ، هواداران جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق ( به عنوان چپ اسلامی )، سکولار دموکرات ها و اسلامیست های افراطی سنی ( برای مثال انصار الفرقان در بلوچستان ) قابل تفکیک است.
از نظر سیاسی و اقتصادی بحران های بسیار شدید و خفقان روز افزون را دارد ، حاکمیت مستقر کاملا مشروعیت خود را از دست داده و این امر با تحریم انتخابات ریاست جمهوری گذشته کاملا مشخص بود ، بحران های آب و برق و سوخت که تمام کشور را دچار مشکل کرده است و اقتصادی که کاملا فروپاشیده شده عملا کشور ایران را به سمت یک فروپاشی اجتنابناپذیر خواهد برد.
حاکمیت مستقر به دلیل عدم توانایی حل مشکلات ، خفقان و تهدید را به حد اعلا رسانده است و در چند ماه گذشته پیوسته در حال انجام رزمایش های نظامی عمدتا در مناطق غربی و جنوب شرقی کشور است تا به این صورت برای گروه های مسلح اپوزوسیون خط و نشان بکشد و در عین حال نیرو هایش را برای یک جنگ داخلی تمام عیار و چند جبهه ای آماده کند و پاسخ اصلی پرسش ابتدایی متن هم همین است ” جنگ داخلی “.
ایران به احتمال زیاد آینده کوتاه مدتش شوم و خونین است جنگ داخلی در ایران نه فقط حاصل موجودیت جمهوری اسلامی بلکه حاصل سیاست های سرکوبگرانه دولت-ملت استبدادی و دیکتاتوری است که از زمان رضاه شاه پهلوی شروع شد توسط محمدرضا پهلوی ادامه یافت و جمهوری اسلامی هم روی دیگر همان سکه است ، سرکوب های خونین ۹۶ ،۹۸ ،۱۴۰۱ توده های ناراضی و به ستوه رسیده ایران را در هرکجا و از گرایش فکری و هویت ملی به این ایمان رسانده است که تنها یک راه دارند و آن راه جنگ و سلاح است.
در سطح بین المللی از شروع حملات ۲۰۲۳ اسرائیل به غزه و سپس لبنان و سرنگونی رژیم بعثی سوریه تمام معادلات و معاملات جهانی به سمتی کشیده شده است که گویا تصمیم حمله نظامی امپریالیسم به ایران قطعی گشته و حتی اگر عینا سناریوی حمله ۲۰۰۳ به عراق را امپریالیسم برای ایران تکرار نکند ( یعنی ورود نیروی زمینی برای کنترل و اشغال مستقیم ) قطعا به حملات گسترده هوایی علیه پایگاه های نظامی ، چاه های نفت و گاز ، زیر ساخت های مختلف ، صنایع نظامی و نیروگاه های اتمی منجر خواهد شد.
گرچه حملات امپریالیسم به ایران قطعی مینماید و قطعا پس از چنین اتفاقی جنگ داخلی هم شعله ور خواهد شد اما حتی در صورت عدم حملات خارجی باز هم بنظر میآید ایران سرنوشتی جز یک جنگ داخلی نخواهد داشت.
نتیجه جنگ داخلی در ایران و کشور هایی که مانند ایران تنوعات ملی و دینی قابل توجهی دارند نیز چیزی جز تجزیه در عمل نخواهد بود برای درک مسئله ایران رجوع به سوریه بسیار مهم است.
سوریه پیش از جنگ داخلی چگونه کشوری بود؟
سوریه از نظر تنوعات ملی و جغرافیایی بسیار شبیه به ایران است ، سرزمینی متشکل از اکثریت عرب و اقلیت های کورد ، ترکمن، ارمنی ، آشوری ، سریانی. از نظر دینی و مذهبی اکثریت سنی ( تقریبا ۷۰ درصد ) ، اقلیت علوی ( ۲۵ درصد ) ، دروزی ها ، مسیحیان ( ارمنی ، آشوری ، سریانی ) و کورد های ایزدی دارد.
از نظر جغرافیایی مانند ایران بیشتر سرزمین هایش کویری است و بخش غربی اش کوهستانی و جنگلی ( برای ایران مناطق غربی و شمال غربی و شمالی ) ، بیشتر نفت و گازش در شمال کشور است ( در ایران بیشتر نفت و گاز در جنوب است ) ، از طریق سواحل غربی به آبهای آزاد متصل است ( ایران سواحل جنوبی ) . سوریه پیش از جنگ داخلی خفقان و سرکوب شدید سیاسی را داشت و مشروعیت رژیم بعثی بشار اسد از بین رفته بود و چندین دوره اعتراضات مردمی را که با کشتار بی رحمانه سرکوب شدند تجربه کرد اما این سرکوبها تنها آتشی بود زیر خاکستر ، زمانی که پس از اعتراضات ۲۰۱۱ اولین گروه های مسلح ظهور کردند توده ها به سرعت به صفوف این گروه ها ملحق شدند و رفته رفته گروه های جدیدی ایجاد میشدند.
در سوریه نارضایتی و فقر و فساد آنچنان گسترده بود که حتی در بین صفوف نیرو های مسلح رسمی دولت نیز چند دستگی عظیمی وجود داشت دقیقا مانند ایران فعلی دوران جمهوری اسلامی.
در همان اوایل شروع درگیری های مسلحانه در سوریه نیرو های مسلح دولت بشار اسد به چندین قسمت تبدیل شدند عده ای همچنان حامی بشار اسد ماندند و دیگران با عنوان هایی چون ارتش آزاد گروه های مختلف را ساختند مانند ارتش ملی ( SNA ) که مزدوران و نیابتی های ترکیه هستند یا ارتش آزاد در مناطق جنوب سوریه یا آن بخش از ارتش آزاد که کورد بودند و جبهه الاکراد را ایجاد کردند . دقیقا همین گسست و فروپاشی در بین نیرو های مسلح رسمی جمهوری اسلامی ایران هم رخ خواهد داد.
در میان خلق های سوریه خلق کورد اولین خلقی بود که مستقل از دیگر جناح ها جامعه خود را سازماندهی کرد و جنگ انقلابی خود را با فلسفه و سازماندهی آپویی به پیش برد و امروزه از حرکتشان با عنوان ” انقلاب روژاوا ” یاد میشود که با پیشاهنگی حزب اتحاد دموکراتیک PYD و شاخه های نظامی اش یگان های مدافع خلق YPG و یگان های مدافع زنان YPJ انجام شد .
مخاطب شاید پس از خواندن این مطلب منتظر ارائه یک راه حل یا حتی نقشه راه از جانب نویسنده باشد ، اما آنچه باید مورد توجه هر شخص قرار بگیرد این است که گرچه میتوان وقوع جنگ داخلی در یک کشور را در سالهای منتهی به آن تا حد زیادی دقیق پیش بینی کرد اما هرگز در رابطه با جزئیات روند جنگ های داخلی نمیتوان با قطعیت حرفی زد و راه حل های مشخصی ارائه کرد. برای نمونه سرزمین میانمار از سال ۲۰۲۱ و پس از کودتای ارتش بسیار سریع وارد روند جنگ داخلی شد و در ماه های ابتدایی ۵۲ گروه و جریان مختلف سیاسی-نظامی ظهور کردند و پس از مدتی با انحلال و ائتلاف های گوناگون از ۵۲ جریان به ۱۲ جریان کلی رسیده اند.
با اینحال میشود به صورت کلی راه حل هایی را برای این مرحله پیشنهاد کرد که بتوان از طریق اینها میزان تلفات و خرابی های دوران جنگ داخلی را کاهش داد و بستر فکری جامعه را به سمتی برد که گروه های تبهکاری و فاشیست نظیر داعش و القاعده یا حتی گروه هایی نظیر کارتل های جنایتکار آمریکای لاتین چندان توانایی رشد نداشته باشند. این راه حل های پیشنهادی بنظر بنده چنین هستند:
۱. در ابتدا بهتر است افراد در رابطه با مسائل گفته شده سعی کنند به نوبه خودشان روشنگری کنند. چه در عرصه مجازی چه در میان خانواده و دوستان.
۲. مطالعه و شناخت تجربه های سوریه و میانمار و افغانستان بسیار لازم است مخصوصا برای آنانکه در شرایط های سخت و بحرانی هر جامعه توانایی پیشاهنگی و سازماندهی دارند.
۳. هرکس از هر ملت و شهر باید پتانسیل های مختلف جامعه خود را تجزیه و تحلیل کند برای مثال وضعیت فعالیت های تبهکار ها مانند افراد و گروه های مرتبط با مواد مخدر در سطح منطقه و شهر و ملت خود (در نمونه های سوریه و افغانستان بخش زیادی از تبهکاران و خلافکاران اعم از دزدان و متجاوزان جنسی و اراذل و اوباش ها و تولید کنندگان و فروشندگان مواد مخدر برای حفظ خود و کسب امتیاز های لازم به گروه های اسلامیست نظیر داعش و القاعده و طالبان ملحق شده اند)، تلاش برای تحلیل و درک وضعیت و شرایط دینی و مذهبی توده شهر، روستا و ملت خود و شناخت اینکه گرایشات افراطی تا چه حدی قابل مشاهده هستند.
بیش از اینها ارائه راهکار های بیشتر برای کاستن از تلفات و خرابی های جنگ داخلی و کاهش مدت زمان شرایط جنگی مربوط به خود توده ها است چرا که هر شخص شرایط خاص و متفاوتی از نظر خانوادگی و اجتماعی و جغرافیایی دارد و آنها که نظراتی برای فعالیت های عملی دارند خود اگر جستجوگر باشند راهکار بهتری را درخواهند یافت.
پ.ن : خواننده توجه داشته باشد نویسنده این تحلیل هرگز ادعا ندارد که به صورت قطعی چنین اتفاقاتی رخ خواهند داد و آرزویش هم چنین چیزی نیست اما با تحلیل تاریخ و مخصوصا تاریخ معاصر خاورمیانه و ایمان به این مسئله که انسان های همه جوامع برابر هستند و مخصوصا شباهت های سوریه و ایران چنین تحليلی را ارائه کرده است.
این مطلب در اولین روز های تصرف دمشق توسط هیئت تحریر الشام نوشته شده است ( اواخر پاییز ۱۴۰۳ – ۲۰۲۴ )
یک آزادیخواه
